دکتررمضانخانی - معاون فرهنگی ودانشجویی دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتی ودرمانی شهید بهشتی

دکتررمضانخانی ازاهالی قاراقان (روستای هرائین )- معاون فرهنگی ودانشجویی دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتی ودرمانی شهید بهشتی عکس های مراسم معارفه

 

کلیت فرهنگی تاریخی قاراقان

 قاراقان

یک کلیت فرهنگی تاریخی است و

 مساحتی نزدیک به 500 کیلومتر مربع مساحت دارد.

این منطقه بزرگ در دوره پهلوی و بعدها جمهوری اسلامی بین چهار استان مرکزی، همدان، قزوین و زنجان تقسیم شد. متاسفانه در هنگام اجرای برنامه تقسیمات استانی، کلیات فرهنگی تاریخی این منطقه نادیده گرفته شد و به هر استانی تکه ای از آن را اهدا نمودند. امیدواریم با تلاش دلسوزان منطقه بار دیگر شاهد در کنار هم قرار گرفتن این تکه های از هم جدا شده و شکل گیری کلیت واحدی به نام قاراقان باشیم و یکبار دیگر اوج و شکوفایی ای را که این منطقه در دوره ایلخانی داشت بازیابد.

جشن ----Gull-------dilavak درروستای پرسبانج از جشن های باستانی ایران است

جشن--Gull---dilavak درروستای پرسبانج از جشن های باستانی ایران

منبع :جشن های ایران باستان

ایرانیان عقیده داشتند که در ایام نوروز ارواح درگذشتگان از جایگاه آسمانی خود به زمین و به خانه‌های خویش باز می‌گردند. بازماندگان برای پذیرایی از آنها سفره‌ای رنگین می‌گستراندند و انواع خوراک‌ها و نوشیدنی‌ها را در آن می‌نهادند تا ارواح درگذشتگان از پذیرایی و صفا و پاکیزگی بازماندگان، دل خوش شده و آنان را برکت عطا کنند. این رسم توجیه سفرهٔ نوروزی یا هفت سین شد. استاد پورداود هفت سین را همان خوانی که جهت درگذشتگان می‌گستردند، می‌داند.[۴۷] محققان بر این نظرند که چیدن هفت سین در سفرهٔ نوروزی بعد از تسلط اعراب در ایران معمول شده‌است و ایرانیان باستان خوان نوروزی را با هفت عنصر که حرف اول آن با شین بوده‌است، می‌آراسته‌اند و آن هفت عنصر عبارت بودند از: شمع، شیرینی، شراب، شیر، شربت، شکر و شانه. پس از تسلط اعراب بعلت اینکه یکی از این هفت عنصر شراب بوده‌است، هفت شین را موقوف و بجای آن هفت سین‌ معمول شده‌است.

جشن تیرگان : روز سیزدهم تیر ماه که به نام تیر یا تِشتًر از ایزدان مهم ایران باستان نام گذاری شده یکی از مهم ترین جشن های ایرانیان واقع است. این جشن موسوم به تیرگان به گفتهٔ اغلب منابع تاریخی در بزرگداشت واقعهٔ تیراندازی آرش کمانگیر است. ابوریحان بیرونی از دو تیرگان کوچک و بزرگ یاد می‌کند که اولی در روز سیزدهم و دومی در روز چهاردهم واقع بود و دربارهٔ علت آن نوشته‌است، تیرگان کوچک زمان پرتاب تیر و تیرگان بزرگ هنگامی است که خبر آوردند تیر به کجا افتاده‌است. باز در منابع آمده‌است که ایرانیان در این روز به شست‌و‌شوی تن می‌پرداختند. ظاهراً این جشن در ایران و برخی کشورهای همسایه با شکوه بسیار و در دامان طبیعت برگزار می‌شده‌است .

جشن و مراسم آب‌پاشی

از جمله مراسم بسیار مشهور و سنتی معتبری که در نوروز انجام می‌شد، رسوم آبریزگان یا شست‌و‌شو و غسل و آب پاشیدن به یکدیگر بوده‌است. البته به نظر می‌رسد که مراسم آب‌پاشی و جشن آبریزگان اصلی همان تیرگان باشد و در نوروز رسوم آبریزگان عبارت بوده‌است از غسل و شست‌وشو و آماده شدن از لحاظ سنن دینی جهت حلول سال نو.[

-------------------------

پرسبانج : (جشن گوئلGull )درروستای پرسبانج ازمراسمات پرشکوهی است که درتیرماه ودردامان طبیعت برگزارمی شود . دراین روز تمام اهالی تن خودررا باآب دریابک (دئیلوک dilavak )شستشو می دهند وبا روشن کردن آتش وقربانی کردن ُغذای ان روز را درصحرا وجنگل میل می کنند ویک روز کامل را دردامان طبیعت می گذرانند . آب - آتش - قربانی کردن - وطبیعت جزئی غیرقابل انفکاک از جشن های ایران باستان بوده است . این شواهد بیانگر قدمت این جشن وسابقه تاریخی وفرهنگی روستای پرسبانج می باشد که درمناطق اطراف خود و سطح کشور منحصر بفرد است که همچنان با شور وشعف حدود نیمه تیرماه هرسال درکنار دریاوک روستای پرسبانج برگزار می شود .

جشن امردادگان :

روز هفتم هر ماه امرداد نام دارد و مطابق معمول روز هفتم از ماه امرداد جشن امردادگان برگزار می شد که در دوران باستان و عصر ساسانی و پس از آن مراسم و آدابی در دشت و فضای باز انجام می شد. ابوریحان گوید «… مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزهٔ پیش آمدن دو نام با هم، جشن می‌گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته‌ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری‌ها می‌باشد، موکل است…»

جشن های دوازده گانه ایران باستان که دردوره ساسانیان با شکوه جلال خاصی برگزار می شد

نام ماه

تاریخ روز و نام روز

نام جشن

۱

فروردین

روز نوزدهم، روز فروردین

جشن فروردگان

۲

اردیبهشت

روز سوم، روزاردیبهشت‌

جشن اردیبهشتگان

۳

خرداد

روز ششم، روز خرداد

جشن خردادگان

۴

تیر

روز سیزدهم، روز تیر

جشن تیرگان

۵

امرداد

روز هفتم، روز امرداد

جشن امردادگان

۶

شهریور

روز چهارم، روز شهریور

جشن شهریورگان

۷

مهر

روز شانزدهم، روز مهر

جشن مهرگان

۸

آبان

روز دهم، روز آبان

جشن آبانگان

۹

آذر

روز نهم، روز آذر

جشن آذرگان

۱۰

دی

روز یکم، روز هرمزد

خرم روز

۱۱

بهمن

روز دوم، روز بهمن

جشن بهمنگان

۱۲

سپندارمذ

روز پنجم، روز سپندارمذ

جشن اسفندگان

سایر جشن های ایران باستان

گاهنبار یا گاهبار این دو لغت یک معنی دارد و آن شش روزی است که خداوند، عالم را آفرید و زرتشتیان در کتاب زند اوستا از زرتشت نقل می‌کنند که خداوند عالم را در شش گاهنبار آفرید. نام‌های گاهنبارهای ششگانه به قرار زیر است:

 ۱ گاهنبار میدیوزرم روز پانزدهم اردیبهشت، چهل و پنجمین روز از اول سال روز آفریدن آسمان

 ۲ گاهنبار میدیوشـم روز پانزدهم تیر، صد و پنجمین روز سال روز آفریدن آب

۳ گاهنبار پـتیه‌شـهیم روز سی ام شهریور، صد و هشتادمین روز سال روز آفریدن زمین

۴ گاهنبار ایاسرم سی‌ام مهر، دویست و دهمین روز سال روز آفریدن گیاه

۵ گاهنبار میدیارم بیستم دیماه، دویست و نودمین روز سال روز آفریدن جانوران

۶ گاهنبار همسپثمیدیه در سیصد و شصت امین روز سال
در پایان دوازده ماه و آغاز پنج روز
پنجه دزدیده روز آفریدن انسان

نگرشی برآداب وآیین های چهارشنبه سوری درروستای پرسبانج

نگرشی برآداب وآیین های چهارشنبه سوری درروستای پرسبانج : در گذشته نه چندان دور مراسم جالبي در شب آخرین چهارشنبه سال (کوله چارشنبه ) برگزار مي‌شد كه خيلي از آنها با گذشت زمان رنگ باخته و یاتغيير چهره داده‌اندولی بسیاری دیگر هم اکنون نیز رایج است ....

 يكي از اين مراسم ها، هديه فرستادن به خانه تازه‌عروس است. چهارشنبه شب آخر سال هديه تازه عروس كه شامل آجيل چهارشنبه ‌سوري، غذاهاي پخته تزئين ‌شده، هدايايي براي داماد و فاميل نزديك اوست را درون مجمع بزرگ مي‌گذاشتند وروی آن را با پارچه قرمز رنگی می پوشاندند و به خانه دختر مي‌فرستادند و كسي كه مجمع را حمل مي‌كرد از طرف خانواده داماد انعام مي‌گرفت.

البته اين مراسم امروزه نيز در بعضي از شهرها و روستاها برگزار مي‌شود، منتهي با رنگ و بوي امروزي‌تر، .......

آنچه بيشتر در گذشته ميان مردمان رسم بود، مراسم شال‌اندازي پسران جوان در شب چهارشنبه‌سوري بودخصوصا منزل سادات ویا پسرهای جوانی که خواستگار دخترخانواده بود .........؟؟  در اين مراسم كه اكنون نيز در بعضي از روستاهاي اين سرزمین به چشم مي‌خورد، پسران جوان، شالي را برداشته و آنرا از سوراخ بالاي بام خانه ( پاجا ) پايين مي‌انداختند و صاحبخانه متناسب با وسع مالي خود هدايايي چون آجيل، شيريني، تخم‌مرغ و حتي جوراب را در گوشه شال مي‌بست تا پسر آن را بالا بكشد.

در اينجا اگر پسر خواستگار دختر خانواده بود، شال را بالا نمي‌كشيد و اگر خانواده دختر با اين وصلت موافق بودند يكي از لوازم دختر را به شال مي‌بستند.

بهترين غذاي شب چهارشنبه‌سوري در گذشته رشته پلو بود که به آن ( پولوو) می گفتند وآن را از رشته ای که خود زنان بریده ودرست می کردندمهیا می ساختند كه در حياط خانه‌ها و روي اجاق پخته مي‌شد و عطر و بوي خاصی داشت . درزمان های قدیم مصرف برنج به حالت فعلی وجود نداشت وبوی پلواز همه خانه‌ها برمي‌خاست.

يكي ديگر از رسوم پرسبانجی ها در اين شب آتش روشن كردن روی پشت بام ها و پريدن از روي آتش بود . در اين مراسم مردم و بخصوص جوان‌ها روي پشت‌بام‌ها آتش روشن مي‌كردند و از روي آن مي‌پريدند. کسانی که روی پشت بامشان دراین شب آتشی برافروخته نمیشد بیان ناراحتی ویا مشکلی ازآن خانواده بود که مردم برای دلجویی ویاکمک به سراغ آنها می رفتندواگر عزیزی را ازدست داده بودند کوله چارشنبه را با آنها می گذراندند  

منبع : جشن های ایران باستان

جشن‌های آتش

یک رشته از جشن‌های آریایی از اقوام هند و ایرانی و هند و اروپایی جشن‌های آتش است. منظور از جشن‌های آتش جشن‌هایی است که با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادمانی آغاز و اعلام می‌شد. میان رومیان و یونانیان و بعضی از ملل دیگر اروپایی نظایرش با جشن‌های آتش ایرانی هنوز باقی است. از جمله جشن‌های آتش که هنوز در ایران باقی مانده جشن چهارشنبه سوری و جشن سده است. از جشن‌های آتش که فراموش شده، باید از جشن آذرگان در نهم ماه آذر و جشن شهریورگان در روز چهارم ماه شهریور نام برد. لازم به یادآوری است که زرتشتیان عقیده دارند، روشنی و آتش و آفتاب تجلی اهورامزدا است. اهورامزدا به وسیلهٔ نور تجلی می‌کند.[۳۵]

جشن سده

ار جملهٔ بزرگترین جشن‌های آتش در ایران باستان که تدوام داشته و تا به امروز ادامه دارد جشن سده است یعنی جشنی که به یادگار پیدایی آتش برگزار می‌شود. فردوسی شرح آن را در ضمن احوال هوشنگ چنین آورده‌است. «هوشنگ شاه پیشدادی روزی به هنگام شکار که با گروهی همراه بود، مار سیاهی (مظهر مرگ و نیستی در ایران باستان) می‌بیند. سنگی با شدت به سوی مار پرتاب می‌کند. بر اثر اصابت سنگ بر سنگ جرقه می‌جهد و خار وخاشاک اطراف آن به آتش کشیده می‌شود و مار می‌گریزد و شاه و همراهان به گرد آتش (مظهر فروغ ایزدی) به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمی‌گذارند آتش هیچ‌گاه خاموش شود. از آنگاه آن جشن را سده نام نهادند.»[۳۶]

وجه تسمیهٔ این جشن به همان عدد سد می‌رسد و مربوط است به موقعیت‌های فصلی. در دورانی ایرانیان سال را به دو فصل تقسیم می‌کردند، تابستان بزرگ که هفت ماه بود از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه و زمستان بزرگ که از اول آبان ماه شروع و به پایان اسفند ماه می‌رسید و بعضی پنجه را نیز در این پنج ماه به شمار می‌آوردند که مجموعاً یک سد و پنجاه روز می‌شد. گویند چون صد روز از زمستان بزرگ سپری می‌شد، ایرانیان جشن سده را برپا می‌کردند چون بر آن بودند که اوج و شدت سرما سپری شده و این پدیدهٔ نابسامانی و سکون که از کردار اهریمن است، توان و نیرویش رو به زوال و کاستی است. این جشن را آبان روز از بهمن ماه برابر با دهمین روز از بهمن ماه برگزار می‌کردند به شب هنگام و در این وقت درست سد روز از زمستان بزرگ می‌گذشت. در جشنی بزرگ آتش را که جلوگاه و رمز و کنایت از اهورامزدا است، می‌افروزند تا نیروهای اهریمنی ضعیف و نابود شوند.[۳۷]

یکی از مشخصات و ویژگی‌های جشن سده تعاون و همکاری مردم است. این جشنی است، همگانی در گذشته مرسوم بوده که گردآوری هیزم و خار و خاشاک برای جشن فریضه‌ای دینی است و کرداری است که ثواب دارد.[۳۸] مغان را سنتی بوده‌است که جانوارن موذی و زیان‌آور را باید منهدم سازند تا زیان و آسیب اهریمنی کاسته گیرد. جانوران موذی را در اصطلاح خرفستر می‌گویند و آلتی داشتند که بدان آن جانواران موذی را نابود می‌کردند که خرفسترغن نامیده می‌شد با توجه به قراین مذکور و با تأمل در داستان هوشنگ و مار و آتش گویا رسم سنتی مغان چنان بوده که در جشن سده جانواران موذی و زیان‌آور را در آتش می‌رانده‌اند.[۳۹]

جشن سوری پایان سال

در تقویم و روزشماری ایرانیان شنبه و چهارشنبه و یا آدینه وجود نداشته‌است. اساس تقسیم آنان در روز شماری بر آن پایه نبود که ماه را به چهار هفته با نام‌های کنونی روزها بخش کنند، لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقیقاً چنین جشنی برگزار نمی‌شده‌است. روز شماری کنونی بر اثر ورود اعراب به ایران باب شد. جشن سوری یک عادت و رسم قدیمی بوده که در پایان سال اجرا می‌شده است و آنچه مسلم است، چهارشنبه نبوده‌است. علت جشن و آتش افروزی در ایام آخر سال مربوط می‌شود به جشن فروردگان که فروهرها یا ارواح مردگان به مدت ده شبانه روز از جایگاه اصلی خود در آسمان به شهر و دیار و خان‌و‌مان فرود‌آمده و میان بازماندگان زندگی می‌کنند. یکی از واجبات و سنت‌های معمول آتش افروختن بر سربام‌ها و در کوی و برزن بوده‌است. علتی که برای آن ذکر می‌کنند، اینست که ارواح را راهنما باشد تا در روشنی و فروغ آن به خانه‌های خود درآیند.[۴۰]