p a r e s b a n a j پرسبانج
معرفی فرهنگ وآداب ورسوم / آداب اجتماعی / شرایط فرهنگی واقتصادی یک روستای قدیمی از دوران زرتشت
تغییر استاندار قزوین
حضرت رقیه ع در تاریخ
سن حضرت رقیه (س) و تاریخ شهادت ایشان
مشهور این است که ایشان سه یا چهار بهار بیشتر به خود ندیده و در روزهای آغازین صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.
چگونگی شهادت و مرقد مطهر حضرت رقیه (س)
بعد از واقعه عاشورا دشمن تمام کسانی را که زنده مانده بودند ، اسیر کرد. میان این اسرا، یک دختر کوچک هم دیده می شد. این دختر کوچک رقیه بود. رقیه دختر امام حسین علیهاالسلام که حالا بعد از شهادت پدرش به همراه عمه اش زینب و اسرای دیگر به طرف شام می رفت.
از داخل خرابه های شام، صدای یک کودک به گوش می رسید. تمام کسانی که در میان اسرا بودند، می دانستند که این صدای رقیه دختر کوچک امام حسین است. رقیه از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می گرفت. گویا خواب پدرش را دیده بود. در این حال یزید، دستور داد سر امام حسین علیه السلام را به رقیه نشان بدهند. وقتی حضرت رقیه علیهاالسلام سر بریده پدرش امام حسین علیه السلام را دید، با فریاد و ناله خودش را روی سر بریده پدرش انداخت و همان جا، از دنیا رفت.
مرقد مطهر حضرت رقیه علیها السلام در سوریه نزدیک به قبر حضرت زینب علیها السلام است.
شناخت حضرت رقیه ع
شناسنامه حضرت رقیه
حضرت رقیه فرزند امام حسین علیه السلام است . بر اساس نوشته های بعضی کتابهای تاریخی، نام مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیشتر همسر امام حسن مجتبی (علیهالسلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیهالسلام) به عقد امام حسین (علیهالسلام) درآمده است. در مورد تاریخ تولد حضرت رقیه چیزی معلوم نیست.
در تعداد دختران امام حسین و نامهای آنها اختلاف وجود دارد. آنچه از منابع بدست می آید امام حسین علیه السلام دارای چهار دختر بنامهای فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه بوده است.
اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است. در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است. اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و... اختلاف است.
لهوف سید ابن طاووس و حضرت رقیه (س)
یکی از کتابهای کهن که در زمینه حضرت رقیه مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است. وی می نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) اشعاری در بی وفایی دنیا میخواند، حضرت زینب (علیهاالسلام) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو ای زینب! تو ای رقیه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر دارید [و به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخنی ناروا مگویید [و خویشتن دار باشید.
تسلیت شهادت حضرت رقیه ع سفیر کوچک واقعه عاشورا
حضرت رقیه (س) دختر امام حسین (ع) در واقعه عاشورا سه سال سن داشتند که بعد از شهادت پدر و یارانش در عصر عاشورا، به همراه دیگر زنان بنیهاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفتند و در خرابههای شام به شهادت رسیدند.
شهادت حضرت رقیه ع

زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیها
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِکَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
جشن گندم روستای پرسبانج
برگزاری جشن گندم در بیشتر مناطق روستایی استان قزوین پیشینه ای بس طولانی دارد ولی مراسمی که در روستای پرسبانج منطقه آوج برگزار می شود از شکوه بیشتری برخوردار است ویکی از قدیمی ترین وبا شکوه ترین مراسم حشنی است که از قدیم الایام برگزارمی شود . این جشن در کنار آبگیر کوچک و زیبای " دریابک" یا دلاوک واقع در شمال پرسپانج برپا می گردد و اهالی روستاهای همجوار با حضور گسترده درکنار آبگیر به ازای هر خانواده یک گوسفند قربانی می کنند و پس از شکر و شادی به درو محصول می پردازند .
شعر ترکی جالب
هم کدلیمیز نخود-کشمش ساتاردو دییب گولمک کندیمیزی توتاردو
غم غصّالار کند ایچینده ایتردی
بو دنیایا دیل باغلاما اؤلوم وار مغرور اؤلما دئمه طایفام-ائلیم وار
دئمه قارا گؤزوم یاخچو تئلیم وار
بو دنیادا هر کیمدن بیر آد قالار
"شب نشین چی قاپ پاجانو دؤگردی" خان ننه لر یؤنگ جورابو هؤرردی
آخ؛فامیل لر نه خوش گونلر گؤرردی
آی پرسپانا کرسولرین داغ اؤلسون
بلیک لرین دؤلو شیره یاق اؤلسون
ننه جانوم تیردن اؤزوم آساردو قیش گئجه سی اؤزوم لری آچاردو
کورسو اوستده یاش قورونو قاتاردو
حیف اؤلا اؤ شب نشین لر توکندی
محبتلر گئتدی غم باسدو کندی
شعری جالب از و وبلاگ هرایین بر داشتم
باز بهار خوش آوج رسید باد خوش از جانب قهوج رسید
چهره آق داق بهاری نمود رود نو از دامنه جاری نمود
کبک خرامان وروق شادگشت رو به سوی خسرو آباد گشت
باز چه زیبا شده سلطانبلاغ غنچه شکوفا شده در قرخبلاغ
باز خروس درّه پر از گل شده جایگه قمری و بلبل شده
برف پرسبانج تو آب گشت سدّ خوشش باز پر از آب گشت
باز رسید از طرف استلج آب گل آلوده ی این رود کج
احمد آباد از همه زیباتر است پر زگل و غنچه و نیلوفر است
جنگل پر برگ یمق سبز شد راه کلنجین همه سرسبز شد
باز خوشی عازم میلاق شد خاتمه ی قصه ی ییلاق شد
از قره داش صوت قناری رسید آب خوش از چشمه ی جاری رسید
باز گل ارتش آباد باز شد خرّمی گل زمین آغاز شد
راه توآباد پر از رنگ شد پر زگل و غنچه ی خوشرنگ شد
کوچه ی چوبینه پر از بوی گل بوی خوشش هدیه ای از روی گل
سیل به نزدیکی اروان رسید بوی خوش سبزی پروان رسید
تپّه ی ارغای زنو جان گرفت سبزی جانانه ز باران گرفت
باز بنفشه به چمن ناز کرد بلبل دانک طرب آغاز کرد
باز هرایین شده زیباترین بین همه خاطره ها بهترین
جنگل آن سبز تر از هرکجا نغمه ی آن نغزتر از هر کجا
حسين داودي هستم