تشکر برادر دلاوک (اصغرداودی)
پس ازمدتها تونستم راه ورود به وبلاگ برادم رو پیدا کنم نمیخوام بگم میتونم مثل حسین این وبلاگ رو مدیریت کنم حسین یک ادم دیگه ای بود هم درخانوده ماوهم در محل کاروبرخورد بااربابرجوع نهایت تلاش رومیکرد تارضایت همه روجلب کنه مخصوصا اگه هم ولایتی باشه باجون دل مایه میگذاشت با اینهمه مشغله کاری که داشت وقتی متوجه می شد ازهم ولایتی ها به موفقیتی رسیدن دوست داشت اونرو برای همه بیان کنه و ازاین مسئله احساس غرور میکرد
متاسفانه از 93/7/8 بیماری خودش رو باتب ولرز نشون داد اولش ماجدی نگرفتیم و فقط به یک پزشک عمومی مراجعه کردیم اماباگذشت دو روز هیچ بهبودی حاصل نشد تااینکه مجبور شدیم به تهران بردیم وپس ازانجام ازمایشها وعکسهای مختلف درکمال ناباوری سرطان پیشرفته ای رو تشخیص دادن که درمانش بسیار سخت وغیرممکن بود وپس چهار جلسه شیمی درمانی طاقت فرسا هرروز ضعیف و وضعیف تر شد و نتیجه دیگری نداشت وسرانجام روز93/12/13 پس ازناامیدی ازدارو وپزشک در منزل خودش جان به جان افرین تسیلم کرد
ازدل نوشته های دلاوک
زندگی: بال گشودن اندوه برمعبرتاریخ نیست که با فروافتادنش نابودشود
زندگی:خاموشی فروغ ابدیت درگذرگاه محبت نیست
زندگی:مجذور اینه است
زندگی :به توان ابدیت است
زندگی:ضرب زمین درضربان دلهاست
زندگی:هندسه ی ساده و یکسان نفس هاست
زندگی:پرواز به سوی افق سرخ فام محبت درسرای عشق است
حسين داودي هستم