مهران باهارلی :  برگرفته از وبلاگ کرووس و اسدآباد افشار

زبان ترکی بيش از سيصد میليون نفر متكلم دارد و زبان رسمي  هفت كشور و زبان دوم چند كشور ديگر و زبان دهها جمهوري ومنطقه خود مختار و ...است . تركي زباني است كه بزرگترين اشعار حماسي جهان با آن گفته شده است اشعار حماسي ماناس را تركهاي قرغيز  سينه به سينه نقل كردند و حفظ كردند . تركي زباني است كه فارابي و بوعلي سينا  و دهها دانشمند نامي تحويل بشريت داده است . تركي زبان امپراطوران جهانگشايي بوده كه چندين بار آسيا و اروپا و آفريقا را فتح كردنداز آتيلا گرفته تا نادر شاه افشار .............. 

حالا چرا اين زبان به اين حال و روز افتاده است درحالي كه روز به روز بازگشت مردم به هويت قومی خودبيشتر ميشود  تركهاي ما روز به روز از آن دور ميشوند...........؟؟

تاريخچه فشرده

رسميت زبان تركي در ايران .....

مهران باهارلی :

  زبان رسمي و يا دولتي، زباني است كه از سوي يك دولت بدان موقعيت قانوني ويژه اي مانند كاربرد در امور اداري، مجلس قانونگذاري، سيستم قضائي يك كشور و .... اعطا شده باشد. اين تعريف هرچند مربوط به عصر حاضر است اما با دقت و صحت كافي مي تواند در باره زبانهاي دولتي در تاريخ نيز بكار برده شود.

 به گواهي هزاران سند و مدرك تاريخي، زبان تركي اقلا در يك هزار سال اخير - در برخي دوره ها به همراه فارسي و اغلب بدون آن- يكي از زبانهاي رسمي و دولتي دولتهاي توركي حاكم بر اراضي ايران امروزي بوده و در صدور فرمانها، مكاتبات نهادهاي گوناگون دولتي، انتشارات و اسناد و مدارك رسمي دولتي، ديپلماسي بين المللي و ارتباطات ديپلماتيك خارجي، مناسبات رسمي بين سران دولتها، چاپ اسكناسها و ضرب سكه و ... بكار رفته است.

برخي از اين دولتها عبارتند از دولت بستام (ويستهام)، بني ساج، سالاريان (كنگريان)، سيمجوريان، سبكري، قاراتگيني، غزنويان (سبك تكيني)، خوارزمشاهيان (انوش تكيني)، سلجوقيان كبير، سلجوقيان خراسان، سلجوقيان كرمان (آل قاورد)، سلجوقيان اصفهان، سلجوقيان لرستان (برسقيان)، سلجوقيان همدان-آزربايجان، سلجوقيان عراق-آزربايجان، شوملا (شمله) افشار-عربستان (خوزستان)، قتلق خانيان كرمان (قاراخيتاي)، آق سنقريان (احمد يليان)، اتابكان آزربايجان (ايلدنيزيان)، آل پيشگين، اتابكان فارس (سالغوريان)، اتابكان يزد، ايلخانيان (هلاكوئيان)، جلايريان (ايلكانيان)، چوپانيان (آل سلدوز)، ارغون شاهيان، اينجوييان (آل مظفر)، تيموريان (كوركانيان)، تيموريان خراسان (دوغاتيموريان)، تيموريان اصفهان، شيروانشاهان (ميرانشاهان)، قاراقويونلوها (بارانلوها)، آغ قويونلوها (بايندريه)، صفويه (قزلباشيه)، افشاريان، خانات آزربايجان (افشار-اورميه، كنگرلو-ماكو، بيگلر بيگي-تبريز، بدير اوغلو-اردبيل، دنبلي-خوي، شقاقي-سراب، گرگر، نمين، خياو، قاراداغ، مراغه، ...)، قاجاريان و حكومت ملي آزربايجان.

 زبان تركي، زبان رسمي دربار، سلاطين و هئيت حاكمه: مهمترين مصداق رسمي و دولتي بودن يك زبان، كاربرد آن از سوي هئيت حاكمه و در گذشته سلاطين و دربار است. در متون تاريخي بيشماري به كاربرد زبان تركي به عنوان زبان سلاطين و دربار و هئيت حاكمه در دوره اسلامي ايران و در برخي از موارد پيش از آن اشاره شده است. اين كاربرد به تنهائي براي اثبات رسمي بودن زبان تركي در عهد اين دولتها كافي است. در اين دوره ها زبان كاري سلاطين و پادشاهان ترك، تركي بوده است و بسياري از آنها مانند سلطان سنجر اصلا فارسي نمي دانسته اند و يا مانند ناصرالدين شاه به سختي به آن تكلم مي كرده اند.

 نخستين نمونه حضور زبان توركي به عنوان زبان رسمي و دولتي درباريان و شاهان در دربارهاي دولتهاي حاكم بر اراضي ايران مربوط به عهد دولت ساساني و دوره هرمز چهارم ملقب به تركزاد، نوه خاقان دولت گؤك تورك ايستمي خان مي باشد و اوج آن مربوط به دوره صفوي است. در دوره صفوي تركي، زبان دولتي و رسمي اين دولت بود. شاهان، سران دولت و افسران عاليرتبه نظامي قيزيلباششان در دربار و ارتش، چه در تبريز، چه در قزوين و چه در اصفهان به تركي سخن مي گفتند. دولت بالكل تحت حاكميت تركان قرار داشت و سران دولت همه ترك بودند. آخرين نمونه ها مربوط به دوره قاجار است. در دوره قاجار نيز زبان تركي، زبان دربار و سلاطين و وليعهد و بنابر اين زباني رسمي و دولتي بود. تركي كه زبان آريستوكراسي و اعيان و اشراف تلقي مي شد، مورد علاقه و توجه توده مردم غير ترك نيز بود.

 زبان تركي، زبان رسمي ارتش و نيروهاي مسلح: پس از دربار، نهاد ديگري كه همواره بر حضور و كاربرد زبان تركي به عنوان زبان انحصاري آن در تاريخ دولتهاي تركي حاكم بر ايران اشاره مي شود، ارتش و نيروهاي مسلح است. زبان تركي از دير باز زبان ارتشهاي ايران بوده است. مانند دربار، در اين نيروهاي مسلح و ارتش نيز كاربرد زبان تركي منحصر به دوره بعد از اسلام و دوره حاكميت تركان بر ايران نبوده به پيش از آن و دولتهاي غير تركي نيز بر مي گردد.

 از نخستين نمونه هاي كاربرد زبان تركي در ارتش، نمونه پادشاه ساسانی بهرام گور فرزند یزدگرد یکم كه در سال ۴۲۰ میلادی بر تخت پادشاهی نشست مي باشد. در تاريخ زين الاخبار يا تاريخ گرديزي كه بيش از يك هزار سال قبل و در سال ٤٤٤ هجري قمري تأليف شده، چنين گفته مي شود: "بهرام گور به هر زبان سخن گفتي، به وقت چوگان زدن، پهلوي گفتي و اندر حربگاه، تركي و اندر مجلس، با عامه دري گفتي، ...". آخرين نمونه ها مربوط به دوره احمد شاه قاجار است. چنانچه سرلشگر عبدالله خان امير طهماسبي فرمانده گارد قزاق محافظان احمدشاه و والي نظامي ايالت آزربايجان، نطقها و گزارشات نظامي خود به پادشاه را به تركي به عرض مي رسانيد.

 زبان تركي در مكاتبات ديپلماتيك خارجي: زبان تركي در دوره هاي گوناگون به عنوان زبان رسمي و دولتي در مكاتبات ديپلماتيك خارجي نيز به كار رفته است. مشهورترين اينگونه مكاتبات، مكتوبات تركي سلاطين صفوي به پادشاهان كشورهاي اروپائي است كه در موزه هاي گوناگون جهان نگهداري مي شوند. از اين دسته است نامه شاه تهماسب اول (١٥٧٦- ١٥٢٣) به امپراتور عثماني سلطان سليم (١٥٧٣- ١٥٦٦)، نامه صفي شاه اول صفوي (١٦٤٢- ١٦٢٨) به امپراتور اتريش و پادشاه مجارستان فرديناند دوم و نامه حسين شاه صفوي (١٧٢٢-١٦٩٤) به دوك ساكسون و پادشاه لهستان فردريك اوگوست نعل شكن، هر سه به زبان تركي آزربايجاني. در اين دوره براي نگارش ديواني تركي اداره و كارمندان ويژه اي اختصاص داده شده بود. زبان دولتي تركي، فارغ از موقعيت جغرافيايي پايتخت امپراتوري تركي –آذربايجاني صفوي، هم در آذربايجان (تبريز و قزوين) و هم در فارسستان (اصفهان) بكار ميرفته است. كاربرد رسمي زبان تركي محدود به عرصه خاصي نبوده و دايره گسترده اي از احكام و فرامين و مكاتيب و مراسلات ديپلماتيك تا امان نامه را شامل ميشده است. طيف مخاطبان نه تنها شامل مقامات ايراني و مردم ايران (كه زبان ملي اكثرشان تركي بود) و يا سلطان عثماني و ديگر سلاطين تورك همزبان و همتبار و همدين بوده، بلكه پادشاهان روسيه و مجارستان و اتريش و لهستان و ... را نيز در بر ميگرفته است.

 زبان تركي در روابط سياسي خارجي: در تاريخ دولتهاي تركي ايران، زبان تركي به عنوان زبان رسمي در روابط سياسي خارجي اين دولتها نيز بكار رفته است. كاربرد زبان تركي به عنوان زبان رسمي سران دولتها و بويژه شاهان در روابط خارجي و ديدار با شاهان و سران دولتهاي ديگر، نه تنها در همه دولتهاي تركي حاكم بر ايران ديده مي شود، حتي در دوره دولت پهلوي نيز شايع بوده است. چنانچه رضاخان در ديدار رسمي با آتاترك طي سفر خود به تركيه، به زبان تركي سليس صحبت كرده است. همچنين در طول تاريخ، بسياري از سفراي دولتهاي تركي ايران نيز صرفا زبان تركي را كه زباني رسمي و دولتي بود مي دانسته اند و در روابط خارجي بكار مي بردند. به عنوان مثال موسي بيگ سفير شاه عباس صفوي در هند جز زبان تركي نميدانست. محمد رضا بيگ سفير ايران در پاريس (١٧١٥) نيز زبان فارسي را بلد نبود.

 زبان تركي در ثبت عهدنامه هاي بين دولتها: كاربرد زبان تركي به عنوان زبان روابط خارجي، محدود به ارتباطات شفاهي نبوده بلكه عرصه ديپلماسي مكتوب و ثبت عهدنامه ها را نيز شامل مي شده است. به عنوان مثال متن پيمان قصر شيرين منعقده با دولت عثماني در سال ١٥٣٩ تنها به زبان تركي نوشته شده است.

 زبان تركي، زبان رسمي در صدور فرامين داخلي: يكي از مهمترين مصاديق كاربرد زبان تركي به عنوان زبان رسمي و دولتي در امور اداري، استفاده از آن در صدور فرامين داخلي است. نمونه هاي متعدد اينگونه فرامين تركي در موزه ها و كتابخانه هاي جهان پراكنده است. به عنوان مثال فرمان شاه اسماعيل (١٥٢٤-١٥٠٢) و امان نامه شاه عباس دوم صفوي (١٦٦٦-١٦٤٢) به منوچهرخان بيگلربيگي شيروان، هر دو به زبان تركي آزربايجاني.

 سكه ها و اسكناسها، گواه دولتي بودن زبان تركي در ايران: از مهمترين عرصه هاي دولتي بودن زبان تركي در تاريخ ايران، كاربرد آن در اسناد رسمي دولتي و در راس آنها سكه ها و اسكناسها است. نوشته هاي توركي بسيار پيشتر از آنكه نخستين كلمات فارسي بر پولها ظاهر شوند، بر پولهاي دولتهاي توركي و آزربايجاني حاكم بر اراضي ايران امروزي بكار رفته اند. كاربرد زبان فارسي بر سكه ها در اراضي ايران امروزي، پديده اي نسبتا جديد بوده و مربوط به قرن شانزده در عصر صفويان و حمله اشرف افغان به فارسستان آنهم در فرم شعر است. پيشتر از آن و بر خلاف زبان تركي، زبان فارسي هرگز بر سكه ها بكار نرفته بود. قريب به تمام دولتهاي توركي حاكم بر آزربايجان و ايران امروزي، زبان، كلمات، عبارات و نوشته هاي توركي را در پولها (سكه ها، اسكناسها)، مهرها، طغراها، توقيعات، فرمانها، نامه ها و ديگر اسناد رسمي دولت خويش بكار برده اند. خطوط بكار برده شده در ثبت اين نوشتجات توركي، عربي، اويغوري، چيني حتي رونيك گؤك تورك بوده است. به عنوان نمونه دور تا دور نخستين اسكناسها ويا چاوهاي تورك عباراتي به خط توركي ختائي و يا اويغوري درج شده است. بر سكه هاي سلسله هاي موغولي تورك، عباراتي توركي مانند "قوتلوق بولسون" (مبارك باد) چاپ شده است. بر سكه هاي چنگيزخان عبارت تركي "قاآن العاديل، چنگيز خان′ينگ يارليغي" (حكم شاهنشاه عادل، چنگيز شاه) ديده ميشود. نمونه ديگر اسكناس چرمي نادرشاه افشار است كه بر آن جمله كوتاه تركي "دئمه گؤتور" نوشته شده بود. جمهوري (حكومت ملي) آزربايجان تاسيس شده در سالهاي جنگ جهاني دوم، نخستين دولت توركي و آزربايجاني در ايران و آزربايجان جنوبي است كه اسكناسهاي ملي و ديگر اسناد دولتي خود را منحصرا به زبان تركي چاپ و نشر كرده است.

زبان تركي، زبان رسمي قورولتايها (مجالس مشورتي): كاربرد زبان تركي در قورولتايها، نهادهايي كه معادل مجلسهاي موسسين و شايد قانونگزاري معاصر اند، يكي ديگر از عرصه هاي كاربرد اين زبان به عنوان زباني رسمي و دولتي در ايران است. اسناد و مدارك تاريخي موجود نشان مي دهند كه در همه قورولتايهاي دولتهاي تركي حاكم بر ايران، زبان بكار برده شده زبان تركي بوده است. برجسته ترين نمونه، قورولتاي موغان در دوره نادر شاه افشار است. زبان رسمي اين قورولتاي تركي بوده و خود نادرشاه نيز با همه مدعووين و مهمانان داخلي و خارجي، صرفا به تركي صحبت كرده است.

 زبان تركي، زبان يادمانهاي تاريخي: يكي ديگر از مصاديق رسمي و دولتي بودن زبان تركي در تاريخ ايران، كاربرد آن در يادمانهاي تاريخي برپا شده توسط دولتهاي تركي حاكم بر ايران و سلاطين و مقامات اين دول تركي است. دو نمونه مهم از اينگونه يادمانهاي دولتي با متون تركي، سردر حرم امام علي در نجف عراق و سنگنوشته معروف به كتيبه نادري و يا كتيبه كلات در ايران است. اين دو يادمان به امر نادرشاه افشار و با اشعار تركي برپا گرديده اند.

 زبان تركي، زبان رسمي نهاد دولتي ملك الشعرائي: در گذشته ملك الشعرائي مقامي رسمي و دولتي بود و از سوي پادشاه اعطا مي شد. زباني كه ملك الشعراها در سرودن اشعار خود از آن استفاده مي كردند، زبان رسمي و دولتي دولت مذكور بوده و سروده هاي آنها نيز داراي ارج و منزلت اسناد رسمي بوده است. زبان تركي–در برخي مقاطع حتي به تنهائي- زباني رسمي نهاد ملك الشعرائي در دولتهاي تركي بوده است. به عنوان نمونه در دوره شاه اسماعيل صفوي، حبيبی شاعر تركي سراي معروف متولد برگشاد، ملک الشعرای دربار امپراتوري صفوي بود و شعری به فارسی از او در دست نيست. اين بدان معني است كه در عهد وي، تركي يگانه زبان رسمي و دولتي دولت صفوي بوده است. در برخي موارد نيز همزمان دو منصب ملك الشعرائي يكي براي تركي و ديگري براي زبان ديگري مانند فارسي وجود داشته است. به عنوان مثال تاثير تبريزي، ملك الشعراي دوره شاه سليمان و شاه سلطان حسين، داراي منصب ملك الشعرائي تركي بوده است (از سروده هاي رسمي وي: قصيده تركي در مدح شاه سليمان الصفوي، قصيده تركي به مناسبت جلوس به تخت شاه سلطان حسين الموسوي، ترجيع بند تركي، مثنوي تركي عيد سروده شده به امر پادشاه، غزل تركي به مناسبت تشريف فرمائي شاهزاده سلطان اكبر ايبن اورنگ زيب).

 زبان تركي در مراسم مذهبي دولتي: زبان تركي از سوي دولتهاي حاكم بر ايران به عنوان زبان رسمي آئينها، مراسم و تبليغات ديني دولتي نيز بكار رفته است. كاربرد زبان تركي به عنوان زبان دولتي ديني حتي پس از سقوط دولت قاجار و در اوان دوره پهلوي نيز ادامه داشته است. چنانچه در منابع تاريخي شركت رضاخان (سرادر سپه) در مراسم عزاداري عاشورا در مسجد تركان (مسجد شيخ عبدالحسين) و خواندن نوحه تركي توسط وي ثبت شده است. (خياو سسي)

اصول و قواعد اساسی زبان ترکی

 زبان ترکی یکی از زبانهای گروه زبانهای اورال – آلتاییک و از دسته زبانهای التصاقی (Agglutinative) است. در زبانهای التصاقی ریشة فعل بصورت ثابت باقی مانده و ضمایر و پسوندها به آن الصاق می شوند. بدین ترتیب در زبانهای التصاقی همواره می توان ریشه فعل را در حالات مختلف صرفی آن تشخیص داد. در این زبان‌ها، واحدهای زبانی هم در معنای قاموسی و هم معنای ساختمانی مؤثرند ولی نحوه‌ی ساختمان آنها بسیار روشن است. اجزاء سازه نیز ثابت و مشخص است. در این زبان‌ها علاوه بر ریشه‌ی کلمات که از یک یا چند هجا تشکیل می‌شود، ادات پیوندی نیز وجود دارد. در این زبان‌ها ماده‌ی اصلی کلمات همیشه صورت واحدی دارد و اگر معانی ثانوی بدان افزوده شود، فرم اصلی آن کلمه تغییر نمی‌کند.

مردم آذربایجان و سایر ترکهای ساکن در جغرافیای ایران از نظر نژاد و زبان متعلق به ترکان اوغوز هستند. آنان از مهم‌ترین قبایل ترک بودند. ترکان غربی یعنی ساکنین شرق دریای خزر، ایران، ترکیه، آذربایجان، عراق و بالکان از قبایل اوغوز هستند. اقوام ترک با 29 لهجه‌ سخن می‌گفتند که از اینان 22 لهجه دارای گرامر و ادبیات مستقل بود. مهمترین ویژگیهای زبان ترکی به این ترتیب هستند:

اصل توالی پیوندها: در زبان ترکی از انواع پیوندها آن چه وظیفه‌ی ماهوی داشته و در معنی خود کلمه ایجاد تصرف کند، باید در فاصله‌ی نزدیک‌تری باشد و آن چه نقش خارجی داشته و برای ایجاد همبستگی میان اجزای مختلف کلام به کار رود، در فاصله‌ی دورتری از ریشه قرار می‌گیرد. پیوندهای توصیفی به لحاظ این که نقش خود را در داخل کلمه و در زمینه‌ی مفهوم جدید بخشیدن به آن ایفا می‌کنند، از پیوندهای تصریفی که وظیفه‌ی ارتباط کلمه را با سایر اجزای کلام فراهم می‌سازند، به ریشه‌ نزدیک‌ترند.

اصل هماهنگی اصوات: اصوات در زبان ترکی هماهنگی و تطابق گروهی دارند که از جنبه‌‌های خاص این زبان است و منظره‌ی صوتی ویژه‌ای به کلمات و الفاظ آن‌ها می‌بخشد.

اصل کوتاهی صائت‌ها: خصوصیت دیگر زبان ترکی، کشدار نبودن اصوات صائت رایج در این زبان است. منظور از کوتاه یا کشیده بودن یک صائت، فرق فاصله‌ی زمانی میان شروع و پایان تلفظ آن می‌باشد. به عبارت دیگر وقتی یک صائت به شکل انفجاری از حنجره‌ خارج شود، شکل کوتاه و هر گاه به صورت کشدار ادا شود، شکل کشیده آن را خواهد داشت. زبان ترکی از نظر عمومی، زبان کوتاه صائت است. این ویژگی از وجوه تمایز زبان ترکی است و یکی از لوازم بومی شدن لغات بیگانه این است که صائتهای کشیده‌ی آنها به صائتهای کوتاه و متعارف تبدیل شود.

اصل نبودن علامت جنس: در زبان ترکی جنسیت گرامری وجود نداشته و جنس هر اسم از مدلول آن معلوم می‌شود.

تنوع و نظم افعال: زبان ترکی از نظر وسعت و تنوع افعال، از زبان‌های غنی است. در زبان‌های ترکی افعال حالت انعطاف و استعداد فوق العاده‌ای به تصریف و پذیرش مفاهیم متنوع ابراز می‌دارند. زبان ترکی از نظر تصریف افعال با قاعده‌ترین زبان دنیاست. دستور زبان ترکی بسیار باقاعده است و در آن استثنایی وجود ندارد. از نظر دشواری شناسی کلی، دشواری زبان ترکی بسیار کمتر از زبان‌های دیگر است. در جایی که زبان فرانسه برای ادای یک مطلب از 13 کلمه استفاده می‌شود، در زبان ترکی 4 کلمه برای ایفای آن کافی است.

- کلمات ترکی هیچ گاه با دو همخوان شروع نمی‌شود.

- زبان ترکی دارای مفرد و جمع ولی فاقد تثنیه است. جمع، کاربرد زیاد ندارد.

- بن فعل به تنهایی دارای ارزش امر مفرد است.

- صفت و قید از یکدیگر متمایز نیستند.

- فعل برای بیان مفاهیم گوناگونی مانند ضرورت، امکان و شرط و ... پسوندهای متعدد می‌گیرد.

- صفت مطلق قبل از اسم و مضاف الیه قبل از مضاف قرار می‌گیرد.

- حرف تعریف وجود ندارد.

- در صرف اسماء، پسوندهای ملکی به کار می‌رود.

- بعد از اعداد علامات جمع به کار نمی‌رود.

- در بسیاری از زبان‌های ترکی برای حرکت منفی، علامت مخصوصی وجود دارد.

- پسوند سؤال موجود است.

- به جای حروف ربط از اشکال فعل استفاده می‌شود.

لهجة آذربایجانی زبان ترکی در منطقه آذربایجان رواج دارد. ترکی آذربایجانی از نظر ساختار زبانشناسی شاخه ای از زبان ترکی است. ترکیب لغات این زبان در طول تاریخ مانند دیگر زبانهای زندة جهان همواره در معرض دگرگونی بوده است. این دگرگونی محصول تغییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم این سرزمین و روابط فرهنگی و پیوندهای دینی و همزیستی با دیگر اقوام و ملل بوده است.

بخشی اساسی لغات موجود در زبان ترکی آذربایجانی را کلماتی تشکیل می دهند که مخصوصو زبانهای ترکی است. علاوه بر این در این گویش به گروه بزرگی از کلمات برخورد می کنیم که دارای منشأ ترکی بوده ولی فقط در این زبان استعمال می شوند. مانند: آلیش (خرید). وئریش (فروش) و ...

در زبان ترکی آذربایجانی 23 صامت و 9 صائت وجود دارد. صامتها عبارتند از:

ب، پ، ت، ج، چ، خ، د، ر، ، ژ،س، ش، غ، ف، ق، ک، گ،ل ،م ، ن، ه، و، ی

8 صامت دیگر نیز وجود دارد که برای نوشتن کلمات عربی وارده شده به زبان ترکی آذربایجانی از آنها استفاده می شود و بکار بردنشان برای واژگان ترکی درست نیست. این صامتها عبارتند از:                   ث،ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، ع

مثال: واژة دونغوز(گراز) یک واژة ترکی است و نمی توان آن را «دونغوظ» یا «دونغوض» نوشت.

9 صائت یا مصوت عبارتند از:

آ (A)– مانند: آت (اسب)

او˚ (O)- مانند: او˚ت (آتش)

اﯙ (u) – مانند: اﯙزﯙم (انگور)

او (y)- مانند: اولدوز (ستاره)

اؤ  (Ö)– مانند: اؤلکه (سرزمین)

ائـ (E)- مانند: ائو (خانه)

ایـ (İ)- مانند: ایش (کار)

ایـˆ (Ï)- مانند: قیش (زمستان)

ا (Ә)- مانند: ال (دست)

قواعد مربوط به مصوتها:

1-       مصوت  ا (Ә) در اول، وسط و آخر کلمه به صورت زیر نوشته می شود:

(ا) در اول کلمه. مانند: ال (دست). 

() در وسط کلمه. مانند: سن (تو).

(ه یا ـه) در آخر کلمه. مانند: دوه (شتر).

2-       مصوت  ا (Ә) در افعال شکلی متفاوت می یابد. بدینگونه که اگر آخر فعلی این مصوت باشد و بخواهیم از ریشه فعل مصدر بسازیم، برای نشان دادن این مصوت از (ه یا ـه) استفاده می کنیم. مانند: ایسته مک(خواستن) . بزه مک (آرایش کردن).  نکته دیگر اینکه اگر علامت مستقبل (جک) بخواهد به ریشه فعل اضافه شود، این مصوت باز به صورت (ه یا ـه) نمایان می شود. مانند: گله جک (خواهد آمد). گوره جک (خواهد دید).

3-       مصوتهای او˚ (O) ، اؤ (Ö) و ائـ (E) در زبان ترکی همواره در هجای آغازین کلمه می آیند و هرگز در هجاهای غیراول دیده نمی شوند.

انواع مصوتها از نظر ظرافت و شدت:

الف) مصوتهای ضخیم:

1- او˚ (O)    2- او (Y)   3- آ (A)   4- ایـˆ (Ï)

ب) مصوتهای ظریف:

1- اؤ  (Ö)    2- اﯙ (U)   3- ائـ (E)   4- ا (Ә)   5- ایـ (İ)

قانون آهنگ:

این قانون تنها به زبان ترکی اختصاص داشته و به کلمه زیبایی ، وزن و موسیقی خاصی می بخشد. اصل اساسی در این قانون آن است که اگر هجای نخستین یک واژه از یک مصوتهای زمخت باشد، حتماً مصوتهای بعدی نیز باید از مصوتهای ضخیم باشند. همین ترتیب در مورد مصوتهای ظریف نیز جاری است. به تعبیر بهتر ممکن نیست از هر دو گروه مصوت در یک کلمه موجود باشد.

این قانون مانند تراز نوشتار و گفتار را در زبان ترکی به سامان درمی آورد. بوسیلة این قانون می توان گونة سرة کلمه را از ناسره تشخیص داد. مثال:

کلمه ای مانند (او˚تورمیش) (نشسته) را درنظر آورید. این کلمه را به صورت (او˚تورموش) نیز می نویسند. برای اینکه بدانیم کدام گونه درست است، از قانون آهنگ بهره می گیریم. در هجای آغازین این کلمه مصوت او˚ (O) وجود دارد که این مصوت از گروههای مصوتهای ضخیم است پس باید مصوتهای بعدی نیز از همین گروه باشد. در گونة (او˚تورمیش)، مصوت بعدی ایـ (İ) از گروه مصوتهای ظریف است و طبق قانون آهنگ این گونه نادرست است.

مصوتهای زبان ترکی به ترتیب ضخامت از ضخیم به ظریف به این ترتیب هستند:

1- او˚ (O)  2- او (Y)   3- آ (A)   4- ایـˆ (Ï)   5-  اؤ  (Ö)    6- اﯙ (U)

7- ائـ (E)   8- ا (Ә)   9- ایـ (İ)

قانون ظریف شدن:

در زبان ترکی آذربایجانی همیشه صائت اول کلمه از صائتهای بعدی ضخیمتر بوده و رفته رفته صائتها ظریفتر می شوند و ظریفترین صائت در آخرین هجای کلمه است. این قاعده به این زبان آهنگ موسیقی می بخشد. مثلاً در کلمه (یو˚رغان- لحاف) از دو مصوت موجود، اولی ضخیم و دومی ظریفتر از آن است.

صامتها:

در زبان ترکی آذربایجانی 28 حرف صامت وجود دارد:

نام

شکل

بِ

B-b

پِ

p-p

تِ

T-t

جیم

C-c

چیم

Ç- ç

خِ

X-x

دال

D-d

رِ

R-r

زِ

Z-z

ژِ

J-j

سین

S-s

شین

Ş-ş

غین

Ğ-ğ

فِ

F-f

قاف

Q-q

کاف

K-k

گاف

G-g

لام

L-l

میم

M-m

نون

N-n

هـِ

H-h

واو

V-v

یِ

Y-y

 

ح صامت دیگر نیز از زبان عربی به زبان ترکی آذربایجانی وارد شده اند که فقط در نوشتار از آنها استفاده می شود. یعنی در تلفظ زبان ترکی جایی ندارند. مسئة مهم دیگر این است که ازط انی 8 صامت هرگز برای نوشتن کاملت ترکی نباید استفاده شود.

ث- ح- ذ- ص- ض- ع- ط- ظ

 

برای نشان دادن این صامتها در الفبای لاتین از این قاعده استفاده می کنیم:

ث- ص

S-s

ح

H-h

ذ- ظ -ض

Z-z

ع

علامت خاصی ندارد و وابسته به نوشتار تلفظ آن نوشته می شود. یعنی با توجه به حرکة حرف (ع) ثبت می شود. مثلاً:

عقرب (Әqrəb) ، عافیت (Afiyət)

 

قواعد مربوط به صامتها:

1-       در زبان ترکی آذربایجانی حرف (خ) فقط در هجای اول کلمه می آید. مثلاً نوشتن پاپاخ (کلاه) نادرست است و درست آن پاپاق است.

2-       حرف (گ) فقط در اول کلم صدای (گ) می دهد و در وسط و آخر کلمه تلفظ آن با صدای (گ) و یا (ی) هر دو درست است ولی در موقع نوشتن باید با (گ) نوشته شود. مانند: اگری (کج) که ایری نیز تلفظ می شود.

3-                حرف (ق) اگر میان دو مصوت قرار گیرد، (غ) تلفظ می شود. مانند:

قوناق (مهمان) ← قوناغا (به مهمان)

4-       حرف (ک)اگر میان دو مصوت قرار گیرد، (گ) نوشته شده و (گ) یا (ی) تلفظ می شود. مانند: چورک (نان) ← چورگی (نان را)

5-                حرف (ت) اگر میان دو مصوت قرار گیرد، (د) نوشته و تلفظ می شود. مانند:

ائشیت (بشنو) ← ائشیدن (شنونده)

6-       در نوشتار زبان ترکی آذربایجانی تشدید وجود ندارد. کلماتی را که حرف مشدد دارند، باید با دو حرف همسان نشان داد. مانند: بورراغان (گردباد).

7-       اگرچه در بیان کلماتی که از زبانهای بیگانه وارد زبان ترکی آذربایجانی شده اند، از مصوتهای ترکی استفاده می شود ولی در نوشتار، باید به صورت اصلی نوشته شوند مانند: حکم. ظلم. معلم.

8-                پسوند (ده) یا (دا) اگر معنای (در) را بدهند، چسبیده نوشته می شوند مانند:

بیزیم دیلده بو سوز یوخدور.(در زبان ما این کلمه وجود ندارد).

من بو کتابدا گوزه ل بیر شعر گوردوم ( من در این کتاب شعری زیبا دیدم).

اگر (ده) یا (دا) معنای (هم) را بدهند ، باید جدا نوشته شوند. مانند:

منده کتاب دا وار قلم ده. (من هم کتاب و هم قلم دارم)