سامانلو / خاستگاه مهاجران سامانلو یکی از طوایف بزگ ساکن درپرسبانج
سامان یکی از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری ایران است. شهر سامان در حاشیهٔ دامنهٔ کوه شیراز قرار دارد. بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت سامان برابر با ۱۴٬۷۷۷ نفر بوده است
سامان / 50°54′42″E32°27′05″N / ۵۰٫۹۱۱۷°شرقی°۳۲٫۴۵۱۴شمالی
زبان گفتاری: ترکی قشقایی / مذهب: شیعه / جغرافیای طبیعی / ارتفاعاز سطح دریا: ۲۰۱۹ متر
رهآورد: گردو، بادام، سیب، آبغوره، آلوچه، هلو
سامان یکی از مهمترین قطبهای کشاورزی استان چهارمحال و بختیاری محسوب میشود و به دلیل قرار گرفتن در حاشیهٔ زاینده رود از بهترین و زیباترین مناطق گردشگری ایران به شمار میآید. مجتمع فرهنگی تفریحی پل زمانخان و باغهای اطرافش، مجموعهٔ کاخ پیشین فرح پهلوی که اکنون به هتل تبدیل شده، کازینو که به وزارت ارشاد واگذار شده و طرح دریاچهٔ مصنوعی که در مسیر رودخانهٔ زاینده رود درنظر گرفته شدهاست، آیندهٔ خوبی را از نظر گردشگری برای این شهر نوید میدهند. طرح ساخت مجموعهای از خانههای ویلایی نیز در دست تهیه است.
زبان مردم شهر و روستاهای پیرامون سامان اکثرا" زبان ترکی است و گویا از نسل ترکان قشقایی مهاجر به بختیاری هستند.[نیازمند منبع]
اهالی سامان در محیط اداری و مدرسه به فارسی سخن میگویند؛ اما در خانه و کوی و برزن غالبا" با هم به زبان ترکی قشقایی حرف میزنند.[نیازمند منبع] به خاطر همین اکثر شاعران آن دیار به غیر از فارسی به زبان ترکی قشقایی وگاها" بختیاری نیز شعر میسرایند.
سامان، منطقهای شعرخیز و زادگاه شاعرانی چون عمان سامانی و دهقان سامانی است که درایلات بختیاری میزیستهاند. از شاعران دیگر میتوان «قطره سامانی»، «نیسان سامانی» و «قلزم» را نام برد.
1-هنگامی که عروس را به حجله می آورند میخ آهنی بزرگی را بشدت بزمین می کوبند و معتقدند بدینوسیله میخ زندگی او را محکم کرده اند و زندگی آنان به جدائی نخواهد کشید.
2- وقتی عروس را وارد حجله می کنند بچة پسری را به بغل او می دهند و عقیده دارند بچه اول عروس پسر خواهد شد.
3- موقعی که می خواهند عروس را از خانه پدر به خانه داماد ببرند دو عدد نان و چند تخم مرغ پخته را در دستمالی قرار داده و توسط برادر عروس به کمر عروس بسته میشود تابخانه داماد ببرد و عقیده دارند بدینوسیله خیر و برکت به خانه شوهر خواهد برد.
4- هنگامی که زنی میزاید و در بستر می خوابد یک لنگه گیوه به جلو در اطاق میکوبند و معتقدند که وقتی کسی از راه میرسد و خسته است خستگی خود را به گیوه می دهد و در غیر اینصورت خستگی دچار بچه شده و بچه خفه خواهد شد.
5- اگر کسی ناگهان مریض وی یا شکه شود آتشی روشن کرده و چندین بار بیمار را از روی آتش عبور میدهند و عقیده دارند با این کار بیمار بهبود خواهد یافت.
6- عقیده مردم بر این است که هر کس ستاره ای در آسمان دارد و هنگامی که می میرد ستاره او نیز می سوزد بدین جهت هر گاه شهابی را در آسمان به بینند می گویند کسی مرده و این ستاره اوست که میسوزد.
7- عده ای عقیده دارندکه آب نیز نر و ماده دارد، بدین جهت چندین سال پیش هنگامی که آب یکی از قنوات سامان که بنام (لاغ دم) معروف است بسیار کم میشود عقیده پیدا می کنند که این آب نر و زن می خواهد بنابر این دختری را با ساز و دهل به مظهر قنات آورده اند و او را وارد آب می کنند و در نتیجه آب زیاد جریان می یابد.
8- هنگامی که قالی را می برند (کوجی) آنرا در سر گذر می گذارند و یکی می ایستد تا به بیند چه کسی می آید، اگر پسر یا مرد آمد می گویند زن آبستن پسر می زاید و اگر دختر یا زن آمد می گویند زن آبستن دختر می زاید.
9- روز سه شنبه برای نذر کاچی می پزند و به کاچی سه شنبه معروف است، هفت عدد مغز بادام را در آن می اندازند وبعد از پختن تقسیم می کنند هر یک از این مغز بادامها در سهم هر خانواده ای که قرار گرفت (البته بطور تصادف) باید آن خانواده کاچی به پزد.
هنگامی که سگ با صدای ناراحت کننده ای زوزه بکشد کفش را وارونه قرار میدهند ومعتقدند که سگ دل درد گرفته و یگر خاموش می شود.
سامان نام روستایی در شمال غربی شهرستان ساوه است. این روستا در دامنه جنوبی کوههای خرقان، در مجموعه دهستان مزلقانچای و ۱۹ کیلومتری شمال غربی بخش نوبران قرار دارد. آب و هوایش سرد و نیمه خشک است.
سامان همراه ۴۷ روستای دیگر دهستان مزدقن چای را تشکیل میدهند.[۱]
در تقسیمات جدید کشوری سامان به همراه ۲۵ روستای دیگر دهستان کوه پایهای بخش نوبران را تشکیل میدهد
این روستا در در ارتفاع ۱۹۵۰ متری از سطح دریاهای آزاد قرار دارد، درنتیجه دارای آب و هوایی سردسیر است و تغییرهای فصلی دیرتر از روستاهای اطراف در آن نمود مییابند.
موقعیت جغرافیایی
روستای سامان در شمال غربی شهرستان ساوه و با مختصات جغرافیایی ۳۵ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی و ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی، در دامنه جنوبی کوههای خرقان، در مجموعه دهستان مزلقانچای و ۱۹ کیلومتری شمال غربی بخش نوبران واقع شدهاست. آب و هوا: آب و هوای این روستا متمایل به سرد و نیمه خشک است. در برخی کتابها از مجموعه دهستان مزلقانچای، با عنوان مزلقان(مزدگان) چای هم یاد شده، از جمله در کتاب «جغرافیای تاریخی ساوه» آمدهاست که روستای سامان در کنار ۴۷ روستای دیگر دهستان «مزدقن چای» را تشکیل میدهند. این روستا در در ارتفاع ۱۹۵۰ متری قرار دارد و از این لحاظ آب و هوایی سردسیر دارد، بگونهای که تغییرات فصلی معمولاً دیرتر از روستاهای اطراف در این روستا نمود مییابند. اما کوههای خرقان، رشته کوه طویلی است که در مسیر شهرستانهای همدان، قزوین و ساوه از سمت شمال غربی به سوی جنوب شرقی به طول ۱۶۳ کیلومتر و عرض آن بین ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر کشیده شدهاست. این رشته کوه که از روستای قرهبلاغ (چشمه سیاه) واقع در دهستان خرقان غربی (شهرستان قزوین) شروع و تا گردنه رنگرز واقع در شمال ساوه ادامه یافتهاست، از کوههای بسیاری ترکیب یافته که مهمترین آنها عبارتند از: غازیان، شاه گلک، قراقی، ازون بلاغ، گورقلعه، قراولخانه، پنجهانگشت، قرهگونی، گوجهیقوز، قره توپراق، قجیر، زیارت بلاغی، موسی ارخنجی، اینچه قارا، گونل و شاهپسند که بلندترین آنها یعنی قله کوه اینچهقارا به ارتفاع ۲۹۴۴ متر واقع در ۵۷ کیلومتری غربی شمال ساوه و ۲۰ کیلومتری شمال خاوری نوبران (یعنی درست جایی که روستای سامان واقع شده) است. در دامنه جنوبی این رشته کوه رودخانههایی همچون: لوئین، کشکور، میمه، سامان، گزل دره، کرفس (با کسر ف)، ومق و بیزیه رود سرچشمه میگیرند. میانگین دمای سالیانه این رشته کوه ۱۰ تا ۲۰ درجه و میزان بارندگی سالیانه آن ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی لیتر و از نظر زلزله خیزی مناطق غربی آن بی زیان و بتدریج که رو به سوی جنوب خاوری میرود به کم زیان، نیم زیان و بخش اکثر آن به پرزیان مبدل میگردد.
لازم به ذکر است ارتفاعات و نقاط جلگه ایی منطقههای خرقان روی گسل حوض سلطان قم واقع گردیده که این گسل به صورت شرق به غرب امتداد دارد
تاریخچه سامان
دست یافتن به تاریخچه سامان، نیازمند بررسی متون و مدارک قدیمی و نشستن پای سخنان پیران و ریش سفیدان روستاست، اما در مروری در برخی منابع اطلاعات زیر را به دست میآوریم: «سامان» نامی است که پیرامون شهرهایی همچون اصفهان، شاهآباد، شهر کرد و کرمان و حتی نزدیکی هرات افغانستان و بلخ ترکمنستان، بر شهرها و روستاهایی گذاشته شدهاست. در کتاب «نزهت القلوب» آمدهاست: «(سامان) دیهی بزرگ است و در حوالی خرقانین (خرقان) هوایش بسردی مایلست و آبش هم از آن کوه و با آب مزدقان پیوسته بساوه رود. حاصلش غله و انگور و اندکی میوه بود. حقوق دیوانش یک هزار و دویست دینار است.» در لغتنامه دهخدا نیز تحت عنوان «سامان» و نیز به نقل از «فرهنگ جغرافیایی ایران – جلد اول» پس از ذکر مطلب بالا آمدهاست: «قصبه ایست جزء نوبران شهرستان ساوه واقع در ۲۰ هزار گزی شمال باختر نوبران. هوای آن سرد و دارای ۲۱۵۹ تن سکنه (ذکر نشده که این آمار مربوط به چه سالی است.) است. آب آنجا از رودخانه تامین میشود. محصول آن غلات – بن شن، سیب زمینی، انگور، عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم بافی و راه آن ماشین رو است.» با استناد به نوشته حمدالله مستوفی در کتاب «زینت القلوب» که در اواسط قرن ۸ هجری به نگارش در آمده و وصفی که وی از سامان با تعبیر «دیهی است بزرگ...» بکار برده، میتوان استنباط نمود که پیدایی این روستا به احتمال زیاد به پیش از قرون دوم و سوم هجری شمسی بر میگردد، ضمن آنکه کشف برخی آثار باستانی مربوط به آن دوران در این منطقه نیز تایید کننده این دیدگاه میباشد. (که این خود یک شاخه از بررسیها و مطالعات را بخود اختصاص میدهد.) روستای کنونی سامان از دو بخش قلعه بالا و قلعه پایین تشکیل شدهاست.
محصولات کشاورزی این روستا در روزگاران قدیم شامل غلات پنبه و انگور میشدهاست ولی هم اکنون شامل غلات به صورت عمده و محصولات باغی مانند گردو و بادام میباشد محل تامین آب کشاورزی از رودخانه ای سامان که در جوار همین روستا میباشد برداشت میشود و آب شرب اهالی در قدیم از محل چشمههای باینک تامین میشده ولی هم اکنون از آبهای سفرهای زیر زمینی پمپاژ میشود مقدار مساحت کل پلاکهای ثبتی روستای سامان در ۲ پلاک ۸۰ اصلی و ۵۳ اصلی بالغ بر ۱۰٬۰۰۰ هکتار میباشد که مقدار ۵۷۰۰ هکتار آن مسطح و زیر کشت آبی و دیمی میباشد
سامان نام روستایی در شمال غربی شهرستان ساوه است. این روستا در دامنه جنوبی کوههای خرقان، در مجموعه دهستان مزلقانچای و ۱۹ کیلومتری شمال غربی بخش نوبران قرار دارد. آب و هوایش سرد و نیمه خشک است.
سامان همراه ۴۷ روستای دیگر دهستان مزدقن چای را تشکیل میدهند.[۱]
در تقسیمات جدید کشوری سامان به همراه ۲۵ روستای دیگر دهستان کوه پایهای بخش نوبران را تشکیل میدهد
این روستا در در ارتفاع ۱۹۵۰ متری از سطح دریاهای آزاد قرار دارد، درنتیجه دارای آب و هوایی سردسیر است و تغییرهای فصلی دیرتر از روستاهای اطراف در آن نمود مییابند.
تاریخچه سامان
دست یافتن به تاریخچه سامان، نیازمند بررسی متون و مدارک قدیمی و نشستن پای سخنان پیران و ریش سفیدان روستاست، اما در مروری در برخی منابع اطلاعات زیر را به دست میآوریم: «سامان» نامی است که پیرامون شهرهایی همچون اصفهان، شاهآباد، شهر کرد و کرمان و حتی نزدیکی هرات افغانستان و بلخ ترکمنستان، بر شهرها و روستاهایی گذاشته شدهاست. در کتاب «نزهت القلوب» آمدهاست: «(سامان) دیهی بزرگ است و در حوالی خرقانین (خرقان) هوایش بسردی مایلست و آبش هم از آن کوه و با آب مزدقان پیوسته بساوه رود. حاصلش غله و انگور و اندکی میوه بود. حقوق دیوانش یک هزار و دویست دینار است.» در لغتنامه دهخدا نیز تحت عنوان «سامان» و نیز به نقل از «فرهنگ جغرافیایی ایران – جلد اول» پس از ذکر مطلب بالا آمدهاست: «قصبه ایست جزء نوبران شهرستان ساوه واقع در ۲۰ هزار گزی شمال باختر نوبران. هوای آن سرد و دارای ۲۱۵۹ تن سکنه (ذکر نشده که این آمار مربوط به چه سالی است.) است. آب آنجا از رودخانه تامین میشود. محصول آن غلات – بن شن، سیب زمینی، انگور، عسل و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم بافی و راه آن ماشین رو است.» با استناد به نوشته حمدالله مستوفی در کتاب «زینت القلوب» که در اواسط قرن ۸ هجری به نگارش در آمده و وصفی که وی از سامان با تعبیر «دیهی است بزرگ...» بکار برده، میتوان استنباط نمود که پیدایی این روستا به احتمال زیاد به پیش از قرون دوم و سوم هجری شمسی بر میگردد، ضمن آنکه کشف برخی آثار باستانی مربوط به آن دوران در این منطقه نیز تایید کننده این دیدگاه میباشد. (که این خود یک شاخه از بررسیها و مطالعات را بخود اختصاص میدهد.) روستای کنونی سامان از دو بخش قلعه بالا و قلعه پایین تشکیل شدهاست.
محصولات کشاورزی این روستا در روزگاران قدیم شامل غلات پنبه و انگور میشدهاست ولی هم اکنون شامل غلات به صورت عمده و محصولات باغی مانند گردو و بادام میباشد محل تامین آب کشاورزی از رودخانه ای سامان که در جوار همین روستا میباشد برداشت میشود و آب شرب اهالی در قدیم از محل چشمههای باینک تامین میشده ولی هم اکنون از آبهای سفرهای زیر زمینی پمپاژ میشود مقدار مساحت کل پلاکهای ثبتی روستای سامان در ۲ پلاک ۸۰ اصلی و ۵۳ اصلی بالغ بر ۱۰٬۰۰۰ هکتار میباشد که مقدار ۵۷۰۰ هکتار آن مسطح و زیر کشت آبی و دیمی میباشد
=============================
بنده حقیر بخاطر علاقه وافربه شناخت ریشه وخاستگاه اقوام مهاجر روستایمان به سامان چهارمحال وبختیاری مسافرت نموده ام . هنوز هم نوع پوشش مردمان آن دیار ازشلوار وبند تموون (شلوارگشاد وکمبند نخی و..) وکلاه و.... گرفته تا گویش ولهجه ترکی اهالی سامان را اگر ببینید فکر می کنید که اینجا پرسبانج است ..؟؟؟؟ شواهد تاریخی نشان می دهد که اقوام سامانو مهاجرانی از نسل ترکان قشقایی مهاجر به بختیاری هستندکه ازآنجا به سمان نوبران / پرسبانج وجاهای دیگر مهاجرت نموده اند /
بزرگان دیگری از ریش سفیدان روستا اجداد خود را تا زمانخان برشمرده اند که پل معروف زمانخان در سامان چهارمحال بدستور اوساخته شد
حسين داودي هستم